من اهل زمینم - تو اهل بهشت
چه کس بود تقدیر ما را نوشت؟!
نوشت اینکه تو اسمانی شوی
من اما اسیر گل و خاک و خشت
من و تو دو تندیس کفر و یقین
تو و من دو معنای زیبا و زشت
من الوده گشتم به گندم ولی
تو ماندی همان خوب نیکوسرشت
دلم بی نگاهت قراری نداشت
و غافل از این بازی سرنوشت
که تقدیر چشمان مست تو را
برای کس دیگری می نوشت...
- همین بود اری سزای کسی
که با سر کشی رانده شد از بهشت
|
+| نوشته شده توسط
شقایق سلیمان نژاد در چهارشنبه هفتم تیر 1385
|